ارزهای دیجیتال

درگاه ارز دیجیتال ، یک راهکار موجود

ساختارهای نظارتی سنتی کشورها مطمئناً در مقابل چنین مفهوم ساختارشکنانه ای مقاومت هایی خواهند داشت که حتی برخی از آنها به جا به نظر می رسد. ولی برای کشوری مثل ایران که سایه ی سنگین تحریم های اقتصادی مانع از رشد کسب و کارهای کوچک نوین مثل استارت آپ های دارای مشتری بالقوه خارجی است، راهکار پرداخت در قالب رمزارزها کاملاً ممکن و مناسب به نظر می رسد. تسویه از طریق درگاه های پرداخت ارز دیجیتال اکنون از ایده فراتر رفته و استارت آپ های داخلی و خارجی فراوانی محصولات اولیه خود را نیز ارائه داده اند. از جمله آنها می توان، به کوین پیمنت (نمونه خارجی)، جیب (نمونه ایرانی مستقر خارج از ایران)، رادپی و بیت والت (نمونه های ایرانی)، اشاره کرد.

نحوه پیاده سازی

درگاه های پرداخت به دو صورت قابلیت پیاده سازی را دارند. نوع اول، درگاه هایی که صرفاً ارز دیجیتال را به حساب کسب و کار ارائه دهنده ی خدمات یا محصول واریز می کنند و نقد شوندگی این ارزها به عهده خود کسب و کار خواهد بود. چالش نقدشوندگی در ایران این است که در صورتی که تسویه ریالی مد نظر باشد می بایست از طریق وبسایت های صرافی یا در قالب فروش به شخص این کار را به انجام برسانند. البته شکل گیری بازارهای مبادله ی ارزهای دیجیتال مثل نوبیتکس کمک شایانی در تسهیل نقد شوندگی این ارزها خواهند داشت. این بازارها قابلیت ارائه راهکارهای به مراتب بهتری در این راستا را دارند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

البته این امکان برای مالک ارز وجود دارد که ارزدیجیتال خود را در بازارهای جهانی به فروش برساند و آن را به صورت دلار از این بازار خارج سازد ولی این راهکار به دلیل تحریم ها، برای کسب و کارهای کوچک و کم تجربه در حوزه نقل و انتقالات مالی عملیاتی به نظر نمی رسد.

نوع دوم درگاه های پرداختی است که مستقیماً نقد شوندگی ارزهای دیجیتال را به عهده می گیرند که البته اینجا وجود بازار داخلی رمزارزها مثل نوبیتکس برای تسهیل نقدشوندگی لازم و ضروری به نظر می رسد. در غیر این صورت، تنها تفاوت این نوع با نوع قبل، انتقال چالش نقد شوندگی از صاحب درگاه به ارائه دهنده درگاه ارزهای دیجیتال به همراه تمامی مشکلات ذکر شده در بالا خواهد بود.

سخن آخر

درگاه های ارز دیجیتال در شرایط کنونی کشور، یک راهکار و شاید تنها راهکار ممکن برای حمایت از کسب و کارهای ملی نظیر استارت آپ های تحسین شده ای مثل کشمون است. اراده ی حمایت از کسب و کارهای ملی می بایست زنجیره ی نیازهای آن را با هم مدنظر قرار داده و راه را برای توسعه ایده های نوین جوانان فعال و با استعداد کشور هموار سازد. با توجه به موارد بالا، حمایت از بازارهای مبادله ارزهای دیجیتال با مکانیسم کشف قیمت منصفانه، که شفافیت، امنیت و سرعت معاملات را تضمین کنند ضروری به نظر می رسد.

امید است در این برهه حساس تصمیم گیرندگان کلان کشور، فرای بحث هایی همچون ایجاد ارز دیجیتال ملی که نیازمند زیرساخت های بسیار پیچیده جهت ایجاد مقبولیت جهانی است، دست بخش خصوصی کشور را برای استفاده از این فرصت کم نظیر باز گذارند. چرا که ریسک استفاده از این امکان بر عهده بخش خصوصی بوده و کشف هرگونه مخاطره دیده نشده در زمان کنونی بسیار بهتر از آینده ایست که ممکن است آن را جبران ناپذیر نماید. همچنین به واسطه ی مارکت کپ کوچک رمزارزها مخصوصاً در ایران فعلاً مخاطره ی جدی برای اقتصاد کشور نخواهد داشت و می توان گفت در شرایط کنونی این تنها راهکار پرداختی ارزش ریسک های احتمالی آن را که دغدغه مسئولین و اقتصاددانان است، خواهد داشت.

سید علی اقامیر